ققنوس از خاكستر بر می خيزد قسمت هشتم-مهدی بابامحمودی اف اربع عشر! یالا! یالا! مزدوران نامرئي
-1140x1000w.jpg)
با آغاز عمليات «والفجر 8» در بهمنماه 1364 F-14ها با تمام توان به پشتيباني از اين عمليات برخاستند. پس از پايان عمليات با توجه به برتري هوايي كه تامكتها بر فراز ميدان نبرد ايجاد نمودند، نيروهاي زميني موفق شدند تا قسمت اعظم شبهجزيره «فاو» شامل شهر فاو را با موفقيت تصرف كنند. سپس گردانهاي فعال تامكت در منطقه در يك تاكتيك حساب شده از منطقه خارج شده و حفاظت از آسمان فاو را به آتشبارهاي سازماندهي شده «هاوك» واگذار كردند. نيروي هوايي عراق كه به خيال خود «بيشه را خالي از شير» ديده بود، حملات سنگين و وسيع خود را آغاز كرد اما به چنان مصيبتي دچار شد كه اثرات آن تا مدتها بر پيكره آن نيرو باقي ماند. نيروي هوايي بعث كه آسمان فاو را در خط مقدم قتلگاه جنگنده ـ بمبافكنهاي خود ديد در يك تغيير راهبرد ناجوانمردانه نوك پيكان حملات خود را به سمت مناطق مسكوني شهرهاي تهران، اصفهان، اراك و قم نشانه گرفت.
در صبح
روز 26 بهمن تامكتهاي بيرحم نيروي هوايي يك فروند ميگ MiG-25RB را بر
فراز آسمان اراك سرنگون كردند. 3 روز بعد يك فروند ميراژ F1EQ-5 اسير چنگال
يك ققنوس شليك شده از يك F-14 گردان 72 شد و راهي آبهاي گرم خليج فارس شد.
گفتني است دومين موشك فينيكس شليك شده به سمت ميراژ دوم به خطا رفت. ولي
در ادامه خلبان اين ميراژ مورد اصابت قرار گرفت و سروان خلبان «فواد تيت»
خروج اضطراري نمود و به اسارت درآمد.
حال بشنويد از مزدوراني كه در جنگ
تحميلي نه تنها پشت سر صدام حسين تكريتي نايستادند بلكه جلوتر از عراقيان
متجاوز، اسلحه در دست گرفته و آتش اين جنگ نابرابر را بيش از پيش افروختند.
در روز 24 اسفند 1364 خدمه يك فروند F-14 از درگيري با يك دسته بزرگ از
جنگنده بمبافكنهاي عراقي برميگشتند و حامل اخبار جالبي بودند. اين
خلبانان كه از يك نبرد خستهكننده و سنگين با تعداد قابل ملاحظهاي ميگ
MiG-23 و سوخوي Su-22 سخن ميگفتند به درگيري و ساقط كردن جنگنده بال مثلثي
شبيه به ميراژ 2000، بدون علامت يا پرچم هيچ نيرو يا كشوري كه قسمت اعظم
بدنه، بالها و دم آن به استتار قرمز روشن رنگآميزي شده بود اشاره كردند.
در همين زمان خدمه يك آتشبار زمين به هواي هاوك كه در اطراف اهواز مستقر
بودند طي گزارشي به مختل شدن رادارهاي آشتبار خود براي مدتي كوتاه اشاره
كردند. هر 2 گزارش بلافاصله به ستاد فرماندهي نيروي هوايي مخابره ميشود
اما فرماندهان وقت با اشاره به اينكه عراقيها در فهرست موجودي خود داراي
هيچ ميراژي از اين نوع نيستند، وارد خدمت شدن گونه قدرتمندي از اخلالگرهاي
الكترونيك به ميدان نبرد را ناديده گرفتند.
در مدت كوتاهي 4 مورد گزارش
ديگر از طرف خلبانان مبني بر مشاهده جنگندههايي بال مثلثي به ستاد نيرو
ارسال شد. به علاوه هرگاه جنگندههاي F-4E براي رهگيري اين دشمنان تازه
وارد به سمت آنها پرواز ميكردند با اخلال شديد رادارهايشان مواجه ميشدند،
اما F-14ها كه در چند مورد با اين جنگندهها برخورد داشتند هيچگونه
تغييري در عملكرد رادار خود مشاهده نميكردند. ستاد فرماندهي نيروي هوايي
در تهران به هيچگونه گزارشي از اين دست ترتيب اثر نداد. حتي در گزارشي
خلبانان يك فروند F-4E ادعاي سرنگوني اين جنگنده را نمودند اما ستاد از ثبت
آن سرباز زد. در واقع هيچكس باور نميكرد كه عراق جنگندهاي جديد مجهز
به سامانه پادكار الكترونيك جديدتر خريداري كرده باشد. در ادامه خلبانان
نيروي هوايي چندين بار بر فراز اروندرود با اين جنگنده بال مثلثي برخورد
كردند و به تدريج خود نيز به اين باور رسيدند كه شايد به خاطر وجود استرس
دچار خطاي ديد شدهاند. اما تاريخ ساكت ننشست و حقايق را بازگو كرد. در
اواخر دهه 70 شمسي عراقيها عكسهايي كه در آن ميراژ SDE-5 نيروي هوايي مصر
در خدمت نيروي هوايي بعث را نشان ميداد، منتشر كردند. اين جنگندهها براي
مدت 6 هفته در حالي به عراق فرستاده شدند كه آرم و علايم روي بدنه آنها
همگي پاك شده و به غلاف اخلال الكترونيك قدرتمند سلينا ALQ-234 در آويزگاه
مركزي بدنه مجهز شده بودند. به چه قيمتي!
طعمهاي به نام فانتوم
در نيمه
شب 21 تير 1365 يك يگان تركيبي از رزمناوها و تكاوران دريايي به اسكله
«الاميه» در شمال خليجفارس حمله كردند كه متاسفانه شكست خوردند. عقبنشيني
اين نيروها با پشتيباني آتش جنگندههاي نيروي هوايي ايران صورت گرفت
بهطوري كه تيزپروازان اين نيرو از اين رهگذر، موفق به غرق نمودن چند قايق
موشكانداز «اوزا 2» نيروي دريايي عراق شدند.
لحظاتي پيش از شروع
درگيري، يك فروند بالگرد SA321 «سوپرفريلون» نيروي هوايي عراق، مسلح به
موشك AM39 اگزوسه پيش از انجام يك حمله عليه نفتكشهاي كشورمان در اسكله
الاميه براي سوختگيري به زمين نشسته بود. اگرچه با شروع درگيري و رسيدن
F-14Aها بر فراز الاميه و همچنين مشاهده بالگرد مزبور، خلبانان ميبايست
منتظر خطايي از سوي خلبان عراقي كه همانا بلند شدن وي از روي زمين بود،
ميشدند ولي با توجه به اينكه بالگرد مزبور با احساس خطر از سوي
جنگندههاي نيروي هوايي زمينگير شده و جرات بلند شدن نداشت بلافاصله
خلبانان تامكت از پايگاه ششم شكاري بوشهر تقاضاي يك فروند F-4E مسلح به
موشك ماوريك را اعلام ميكنند.
يك فروند فانتوم بلافاصله سمت الاميه را
پيش گرفته و حوالي اسكله به وسيله سامانه ASX-1 خود هدف را بر روي پد
بالگرد اسكله با موتورهاي روشن شناسايي ميكند. پدافند اسكله كه نزديك شدن
فانتوم را مشاهده ميكند به خلبان دستور داد كه هيچ حركتي نكند. در حالي كه
هدف كمكم وارد برد موشكهاي ماوريك ميشد، خلبان تامكت به خلبان فانتوم
حركت چند رهگير عراقي از سمت شمال به طرف وي را خاطرنشان ميكند. سرعت عمل
فوقالعادهاي لازم بود. بلافاصله خلبان فانتوم بر روي هدف قفل كرده و موشك
ماوريك را به سمت بالگرد شليك ميكند و به سرعت گردش كرده راه بازگشت را
در پيش ميگيرد. موشك درست به مركز هدف اصابت كرده و انفجار مهيبي رخ
ميدهد. جنگنده رهگيرهاي عراقي در يك تغيير حركت از سمت جنوب به فانتومهاي
در حال بازگشت نزديك ميشوند. در اين لحظه خلبان F-14 از خلبان فانتوم
مزبور درخواست ميكند كه در منطقه باقي مانده و ارتفاع خود را افزايش دهد
تا بتوان به راحتي جنگندههاي عراقي را وسوسه كرده، به مهلكه بكشاند. خلبان
فانتوم نيز تمامي گفتههاي همرزمش را اجرا كرده و منتظر وقوع اتفاق نهايي
مينشيند. خلبان تامكت در راديو اعلام ميكند: «هواپيماهاي عراقي در 25
مايلي پشت سر شما هستند. گردش به چپ كنيد. 20 مايل، 15 مايل، 10 مايل. در
برد موشك ماست. قفل روي هدف!» از ديد خلبان فانتوم، تامكت از دور به چشم
ميآمد. ناگهان آتش مهيبي زير بدنه F-14 به چشم خورد كه حاكي از سفر يك
اسپارو به آشيانه بود. در همين لحظه سايه كمرنگي كه گوياي وجود جنگنده ميگ
MiG-23 بود مشاهده شد. ناگهان همين شبح كمرمق به گلوله آتشي درخشان تبديل
شد كه به سرعت راه دريا را پيش گرفته بود. ديگر جنگندههاي عراقي بلافاصله
درگيري را ناتمام گذاشته و فرار كردند.
يكي از خلبانان تامكت از
درگيري با «فلاگر»ها در جنگ برايمان گفت: «ميگ MiG-23 هرگز حريف پاياپايي
براي ما نبود. جنگندهاي بسيار پرشتاب بود و به راحتي ميتوانست از دست ما
فرار كنند اما ميبينيم كه تلفات بسيار بالايي در طي جنگ داشتند. از شهريور
1361 پس از درخواست بغداد از اتحاد جماهير شوروي (پيشين) در داشتن موشك
هوا به هواي ميانبردي نظير AIM-7 اسپارورهاي ما، شورويها مقدار قابل
ملاحظهاي موشك R-23R/T را به نيروي هوايي عراق تحويل داد. موشك R-23 نيز
همانند موشك AIM-7 از مشكلات مشابهي نظير نگه نداشتن قفل راداري و عدم
توانايي مانور بالا رنج ميبرد. نيروي هوايي عراق اگرچه 40 برد هوايي خود
را به اين موشك نسبت ميداد ولي در سال 1363 عملا آن را كنار گذاشت. در
واقع عراقيها 40 موشك R-23 را در طي آن دوره شليك كرده بودند اما 2 برد
(!) بيشتر نصيب آنها نشده بود. يك فروند F-4E و يك فروند C-130 هركولس!!!
نبرد در پشت خط مقدم
براي
ايجاد خودكفايي در درون نيروي هوايي كه تا مدتي پيش همه چيز آن توسط
امريكاييها تامين شده و توسط امريكاييها كاربردي ميگرديد به يك «جهاد»
در اين عرصه نياز بود. «جهاد خودكفايي نيروي هوايي» به عنوان پرچمدار
استقلال انقلاب در كنار مهندسان و متخصصان كاركشته شركت صنايع هوايي ايران
(IACI) و با كمك از «مركز ارتباطات» وزارت پست و تلگراف و تلفن (وزارت
ارتباطات كنوني) از سال 1361 شروع به ساخت قطعات سادهتر F-14 كردند.
نخستين تعميراساسي تامكت در مهرماه همان سال به اتمام رسيد. در سالهاي بعد
نفرات فني خلاق و باتجربه نيروي هوايي جايگزين برخي قطعات الكترونيكي رادار
AWG-9 را به وسيله قطعات مشابه آغاز كردند كه از اين رهگذر 14 كيلوگرم از
وزن رادار مزبور كاسته شد.
در ابتدا خلبانان تامكت بسيار محافظهكارانه
با اين اصلاحات برخورد ميكردند و برخي معتقد بودند كه چنين خلاقيتي هرگز
جواب نخواهد داد. اين عكسالعمل خلبانان باعث شد تا نفرات فني براي متقاعد
كردن آنها به عملي بودن چنين اصلاحاتي به خلبانان چيزي نگويند تا آنها از
روي زميني بلند شده و خود اين تغيير مثبت را از نزديك حس كنند. هنگام پرواز
از خلبان قدرت رادار و كاركرد تغيير فركانس سوال ميشد كه آنها با كمال
تعجب ميديدند كه رادار به طرز شگفتآوري قدرتمندتر شده و برد آن افزايش
پيدا كرده.
ديگر طرح بلندپروازانه مربوط به F-14 در اواسط سال 1363
وقتي آغاز شد كه سلسله مراتب فرماندهي نيروي هوايي متوجه ذخاير رو به اتمام
موشكهاي AIM-54 شد. نظريه اوليه اين بود كه ترجيحا يك موشك هوا به هواي
دوربرد به عنوان جايگزين مدنظر قرار گيرد. طبق بررسيهاي به عمل آمده مشخص
شد كه آن تعداد موشك مورد نياز نه در ايران و نه در هيچ جاي ديگر پيدا
نميشود بجز موشك زمين به هواي MIM-23 هاوك. نيروي هوايي علاوه بر آنكه
داراي ذخاير قابل توجهي از موشك هاوك بود بلكه تا پايان جنگ نيز تعداد
زيادي از اين موشك از كشورهاي يونان، تايوان و كره جنوبي وارد كشور شد.
بنابراين تنها گزينه روبهروي فرماندهان، موشك هاوك بود.
در حالي كه
طرح اين پروژه هنوز تكميل نشده بود، نام «هاوك آسمان» بر روي آن نهاده شد.
اين طرح كه حركت اوليه آن به وسيله نفرات فني نيروي هوايي آغاز شده بود در
ادامه از كمكهاي خلبانان گردان 82 پايگاه هشتم شكاري بهره برد.
از
پيچيدگي اين طرح همان بس كه بدانيم موشك هاوك و هواپيماي F-14 در كوچكترين
موردي هيچ سازگاري با هم ندارند اما از آنجا كه «خواستن توانستن است» و
حركتي كه انجام گرفته در راه فرامين الهي و دفاع از وطن و ناموس است برنامه
هاوك آسمان در فروردين 1365 به مرحله شليك آزمايشي رسيد. در اين مرحله
مشخص شد قابليت ارتباط دادهاي رادار AWG-9 و توانايي موشك هاوك در تبديل
سيگنالهاي دريافتي از اين رادار تا حدودي ضعيف است. بنابراين آزمايشها با 2
فروند تامكت كه آويزگاه زير بال آنها براي حمل موشك هاوك تغيير پيدا كرده
بود وسعت بيشتري يافت. حتي 2 موشك نيز در شرايط واقعي نبرد عليه عراق به
طرف هواپيماهاي دشمن شليك شد. با اين حال زرادخانه اصلي F-14 در طول جنگ
همچنان موشك فينيكس باقي ماند.
با وجود تلاش خستگيناپذير جهاد خودكفايي، ناوگان F-14 همچنان از كمبود قطعات يدكي حساس رنج ميبرد.
F-14، فرار، فرار
مهر 1365
آغاز دورهاي بود كه تامكتهاي ايران سنگينترين و طولانيترين نبرد هوايي
خود را در كل دوره جنگ تجربه كردند. از اين زمان به بعد تا پايان جنگ
F-14هاي ايران در طي 150 نبرد هوايي 90 جنگنده عراقي را به درك واصل كردند.
به دنباله نبرد باز ميگرديم. گردان 82 شكاري در روز 14 مهر بسيار عالي
عمل كرد. در اين روز يك فروند F-14A بر فراز خليجفارس در حالي با 2 فروند
ميراژ F1EQ-5 درگير شد كه يكي از آنها يك تيرموشك اگزوسه را اشتباها به سمت
يك فروند كشتي تجاري يوناني با نام «فاروشيپ» شليك كرده بود. يك موشك
AIM-54 رهبر دسته دو فروندي را راهي قعر آبهاي خليجفارس ميكند. تامكت
داستان ما در حالي كه به قتلگاه جنگنده فرانسوي نزديك ميشد دومين ميراژ را
مشاهده ميكند كه بر فراز منطقه مورد اصابت قرار گرفتن فرمانده خود گشت
ميزد. پيش از اينكه F-14 گردش كند و در موقعيت شليك موشك قرار گيرد،
ميراژ فرار را بر قرار ترجيح داده بود.
چند روز بعد دو فروند تامكت با
يك دسته بزرگ هواپيماهاي عراقي كه راهي بوشهر بودند، برخورد ميكند. با
توجه به اينكه هيچكدام از تامكتها به فينيكس مسلح نبودند تلاش براي
سرنگوني مهاجمان با استفاده از اسپارو و سايدوايندر آغاز گشت. نتيجه اين
نبرد سرنگوني دو جنگنده عراقي و صدمه ديدن يكي از تامكتها به وسيله
گلولههاي توپ جنگندههاي عراقي بود كه خوشبختانه خلبان جنگنده مزبور
توانست فرود اضطراري خوبي در پايگاه ششم شكاري داشته باشد. در روز 22 مهر
يك فروند F-14 در درگيري با 8 فروند جنگنده عراقي در اطراف جزيره خارك موفق
ميشود يك فروند MiG-23 را ساقط كند. جنگندههاي ديگر با اكراه از گرفتاري
در سرنوشتي اين چنيني راه فرار را پيش ميگيرند. با وجود اين موفقيتهاي
چشمگير كه مطمئنا از ديد هيچيك از سازمانهاي اطلاعاتي و رسانههاي غرب و
شرق پنهان نمانده بود اين رسانهها همچنان موفقيت F-14هاي نيروي هوايي را
ناديده گرفته و آن را ناچيز ميشمردند. يكي از خلبانان توضيح ميدهد: «سال
1364 سالي بود كه رسانهها و انتشارات غرب از نيروي هوايي ايران با القاب
«نيروي مرده» و يا «نيرويي كه كارش تمام است» ياد ميكردند. برخي نيز گفتند
تا سال 1366 ديگر پرندهاي عملياتي در درون نيروي هوايي ايران باقي نخواهد
ماند. اما هيچكس از خود نميپرسيد كه چرا انبوه خريد موشكهاي زمين به
هواي سام و توپخانههاي پدافند هوايي توسط عراق سر تمامي ندارد. آنها در طي
جنگ مجموعا 18،000 تير(!)موشك دوربرد و سنگين سام از اتحاد جماهير شوروي و
فرانسه خريداري كردند. در سال 1366 يعني پس از گذشت 7 سال از شروع جنگ بيش
از 60 آتشبار موشكي سام فقط در بصره و اطراف آن مستقر بود. اگر تهديدي
نبود پس چرا اين همه پدافند؟!»
از سال 1366 به اين سو رسانههاي غربي
صراحتا اعلام كردند كه در ارتش ايران ديگر چيزي به نام نيروي هوايي وجود
ندارد. واقعيت اين بود كه ما در نگهداري سلاح فوقپيشرفتهاي به نام F-14
به مشكل برخورد كرده بوديم، مثل نيروي دريايي امريكا! درصد عملياتي بودن
اين پرنده در آن سال از تمام طول جنگ پايينتر بود اما آيا اين به اين معني
بود كه ما تامكت را پرواز نميدهيم يا با آن نميجنگيم؟! حتي زماني كه
امريكاييها كار تعمير و نگهداري F-14هاي ما را انجام ميدادند، با وجود
امكانات و مخارج بالايي كه طلب ميكردند با كيفيت پايينتري نسبت به
كارشناسان و متخصصان نيروي هوايي اين كار را انجام ميدادند. بهطور معمول
براي تعمير و نگهداري يك F-14A، 18 الي 20 نفر و براي F-4E، 7 الي 8 نفر
لازم است. اين در حالي بود كه ما در زمان جنگ تنها حدود 100 نفر پرسنل فني
آموزش ديده و با تجربه و متخصص F-14 داشتيم. تا خرداد 1365 تنها 18 الي 20
فروند F-14 عملياتي در فهرست نيروي هوايي وجود داشت.
ستوان يكم خلبان
«احلان عبدالقادر» روز يكم اسفند 1365 در حالي كه با ميراژ F1EQ خود 6
فروند Su-22 را در بمباران سكوهاي نفتي ما در خليج فارس اسكورت ميكرد مورد
اصابت قرار گرفته و كشته شد. براي اين كار ما از يك فروند فانتوم به عنوان
طعمه استفاده كرديم و هنگامي كه احلان و شماره 2 همراهش براي رهگيري F-4
گردش كردند با دو فروند F-14 گردان 81 مواجه شدند. تامكتها به رهبري يكي
از باتجربهترين و قابل احترامترين استاد خلبان گردان 82 وارد معركه شده
بودند.
در حالي كه ميراژها به تعقيب و گريز تنها فانتوم حاضر، در آسمان
عراق ميپرداختند. رهبر دسته كه در آسمان ايران نظارهگر حركات آنها بود
يك تيرموشك فينيكس را از فاصله بسيار دور به سمت رهبر دسته ميراژها رها
ميكند كه ققنوس داستان ما جان احلان را نيز اسير چنگال خود ميكند. پس از
اصابت موشك فينيكس به ميراژ احلان در راديو شنيديم كه رهبر دسته سوخوها با
آخرين قدرت فرياد ميكشيد: «اف ـ اربععشر، اف ـ اربععشر، يالا، يالا». هر
6 فروند سوخو و تنها ميراژ باقيمانده بلافاصله پخش شده و از نظر ناپديد
شدند. ما اين پيام و بسياري ديگر از اين دست را كه نشان از ترس عميق آنها
از F-14 بود ضبط كرده و در اختيار داريم.
آنهايي كه ميگفتند ما
نميتوانيم F-14هاي خود را به پرواز درآوريم بايد ميآمدند و ميديدند كه
جنگندههاي عراقي براي چه و از چه چيزي فرار ميكنند. البته جواب آن كاملا
مشخص بود آنها از F-14 و براي زنده ماندن ميدان را خالي ميكردند!»
در
آن روز منابع رسمي نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران سرنگوني 3 فروند
ميراژ F1 را اعلام كرد. خلبانان نيروي هوايي در همان روز بالگردهاي جستجو و
نجات نيروي هوايي عربستان سعودي كه حوالي منطقه درگيري گشت ميزد را
مشاهده كرده بودند. چند روز بعد، يك سناتور امريكايي كه از سفر بغداد
بازگشته بود گفت: «نيروي هوايي عراق حدود 10 درصد از هواپيماهايش را در دو
ماه گذشته از دست داده است.»
درگيري همچنان با شدت ادامه داشت و طي
ماههاي آينده يك فروند ميگ MiG-23، چندين فروند ميراژ، يك فروند سوخوي
Su-22، يك بالگرد سوپرفريلون و يك تيرموشك اگزوسه را سرنگون كردند.
متاسفانه در 23 تيرماه 1366 نيروي هوايي يكي ديگر از تامكتهاي خود را از
دست ميدهد. سرگرد خلبان شهيد «عليرضا بيطرف» و كمكخلبانش در حالي كه يك
تنه با 12 فروند جنگنده عراقي درگير شده بودند دلاورانه به فيض عظيم شهادت
نايل ميشود. روح اين دلاوران و تمامي شهيدان 8 سال دفاع مقدس قرين رحمت
الهي باد. آمين
جزييات پيرامون سقوط اين تامكت نامشخص است. برخي
ميگويند بيطرف موتور خود را به علت واماندگي كمپرسور از دست داده و برخي
ديگر اظهار ميدارند تامكت وي در ارتفاع پايين وارد چرخش (Spin) شده است.
نظريه اول تا حدودي مردود است زيرا شهيد بزرگوار بيطرف خلباني نبود كه
بازيچه دست موتور خوشسابقه (!) TF30 شود. در انتها برخي معتقدند سامانه
سوخترساني به موتور در تامكت وي دچار نقص گرديده و باعث سقوط هواپيماي F-14
شده است.
در روز 17 شهريور 1366 يك فروند ميراژ F1EQ-5 در دهانه شمالي
خليجفارس سرنگون شده و خلبان آن پس از خروج اضطراري توسط رزمناوهاي نيروي
دريايي ايالات متحده نجات پيدا ميكند. دو روز بعد يك فروند ميراژ ديگر
ساقط شده و دچار صدمات جدي ميگردد. ميراژ صدمه ديده در حالي مهلكه را با
آتش و رد دودي غليظ ترك ميكند كه لحظاتي پيش يك نفتكش را غرق كرده بود. در
همان روز طبق اظهار منابع اطلاعاتي، دفاع هوايي كويت يك جنگنده نيروي
هوايي عراق را در حالي كه از طريق آسمان آنها عازم خانه خود در عراق بود،
سرنگون كردند.
به دنبال اين تلفات نيروي هوايي عراق حمله به نفتكشها را در خليجفارس به مدت يك ماه به حالت تعليق درآورد.
پس از آغاز همكاريهاي سازماندهي شده بين نيروي هوايي عراق، نيروي دريايي
ايالات متحده و نيروي هوايي عربستان سعودي، عراقيها با موفقيت بالايي
چندين فروند كشتي و نفتكش ايران را از بين خارك و لارك در ماههاي شهريور و
مهر غرق كردند. جنگندههاي مسلح به موشك اگزوسه عراقي پس از گذشتن از آسمان
كويت و با حركت در امتداد ساحل عربستان سعودي و همچنين سوختگيري از دو
فروند هواپيماي سوخترسان آنتونف An-12BP ميتوانستند به راحتي به عمق آبهاي
خليجفارس نفوذ كنند. در اين برهه نيروي هوايي عراق، عملا از پشتيباني
هواپيماهاي هشدار زودهنگام هوابرد E-3 نيروي هوايي ايالات متحده و
رزمناوهاي در حال گشتزني در منطقه بهرهمند شد. جنگندههاي نيروي هوايي
عراق به خصوص به وسيله هواپيماهاي آواكس امريكايي از وجود جنگندههاي نيروي
هوايي ارتش جمهوري اسلامي در منطقه آگاه گشته و در صورت پيشامد حالت
اضطراري اجازه استفاده از پايگاه هوايي «سلطان عبدالعزيز» را در «ظهران»
عربستان سعودي كسب كرده بودند.
شاهد اين مدعا آنكه خلبانان F-14 در
چندين مورد نتوانستند هدف خود را شناسايي كنند و در مواردي كه موفق به
رهگيري آنها شدند با كمال تعجب مشاهده ميكردند كه جنگندههاي دشمن مهمات
خود را در دريا فرو ريخته و به سرعت سمت غرب يا جنوب را در پيش ميگرفتند!
سمتهايي دقيقا برخلاف جهت عراق! در حداقل دو مورد جنگنده بمبافكنهاي عراق
پيش از بمباران تاسيسات نفتي لارك و هرمز از سمت قطر (!) وارد آبهاي
خليجفارس شدند. آنها با اين كار پدافند هوايي را كاملا غافلگير كردند.
براي مقابله با اين تاكتيك خائنانه بلافاصله دستهاي از تامكتها براي
انجام پروازهاي گشت رزمي به پايگاه ششم شكاري بوشهر فرستاده شدند.
كمبود قطعات يدكي تاثير بسيار ناگواري بر روي ناوگان عظيم تامكت گذاشته
بود. تعداد F-14هاي عملياتي آنقدر كم شده بود كه نيروي هوايي توانايي ايجاد
پوشش بر روي تمامي نقاط راهبردي را نداشت. دوران بسيار بدي بود!!!
ادامه دارد...